سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
قربانگاه خردها را بیشتر آنجا توان یافت که برق طمعها بر آن تافت . [نهج البلاغه]
آیا شما خدا هستید؟ - عکس روز
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • آیا شما خدا هستید؟


     
    در تعطیلات کریسمس، در یک بعد از ظهر سرد زمستانی، پسر شش هفت ساله‌ای جلوی ویترین مغازه‌ای ایستاده بود. او کفش به پا نداشت و لباسهایش پاره پوره بودند. زن جوانی از آنجا می‌گذشت. همین که چشمش به پسرک افتاد، آرزو و اشتیاق را در چشمهای آبی او خواند. دست کودک را گرفت و داخل مغازه برد و برایش کفش و یک دست لباس گرمکن خرید.آنها بیرون آمدند و زن جوان به پسرک گفت: حالا به خانه برگرد. انشالله که تعطیلات شاد و خوبی داشته باشی.پسرک سرش را بالا آورد، نگاهی به او کرد و پرسید: خانم! شما خدا هستید؟زن جوان لبخندی زد و گفت: نه پسرم. من فقط یکی از بندگان او هستم.پسرک گفت: مطمئن بودم با او نسبتی دارید.
     
     
    به نقل از گنجینه


    سید احمد موسوی بیوکی ::: جمعه 85/8/19::: ساعت 8:53 عصر
    نظرات دیگران: نظر
    موضوعات یادداشت: متفرقه

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 7
    کل بازدید :104077

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<
    آیا شما خدا هستید؟ - عکس روز
    مدیر وبلاگ : سید احمد موسوی بیوکی[79]
    نویسندگان وبلاگ :
    محمدرضا فلاح پور[0]


    >> پیوندهای روزانه <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    آیا شما خدا هستید؟ - عکس روز

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<
    SusaWebTools